تبليغاتX
فرياد

فرياد

ياد داشت هايي يك روزنامه نگار افغان

 
عبدالله خداداد

سربازان قوم من در جاده های کابل، مردم غیر نظامی هزاره را، فقط به اتهام هزاره بودن، مورد توهین و شکنجه قرار می دادند و زندان های ما پر از افراد بی گناه اقوام دیگر بود

نوشته ی مسعود قیام را خواندم. او به عنوان فردی از قوم پشتون عالمی از ملامتی ها را پذیرفته و قوم خودش را عامل بحران های بی پایان افغانستان و عقب مانی تاریخی این کشور دانسته است.

مسعود قیام با این نوشته ی بی مانند و جاودانش، نشان داد که وجدان بیداری است که از بی عدالتی به ستوه آمده است. او با این نوشته اش نشان داد که متعلق به نسل جدید افغانستان است.

من نیز، همانطور که مسعود قیام به عنوان یک فرد پشتون سخن گفته، به عنوان یک تاجیک وارد بحث می شوم:

مسعود قیام، درد ها و آلام من نیز کم تر از تو نیست!

به قول شاعر تاجیک:

...

از حسرت خونين كفنان چشم نم ما

از وحشت عاق پدران پشت خم ما

...

تا ميهن ما پايگهِ ميرشكار است

در گلشنِ ما كشتن گل غنچه بهار است ...

در خلال سالیان بی نظمی، مشتی از اوباش و دژخیم، با استفاده از فرصت، به طور تصادفی روی صحنه آمدند و در سالیان قومگرایی، از نام قوم تاجیک، امتیاز قومی گرفتند.

این جنایات کاران حرفوی و بی آرمان، منافع شخصی و خانوادگی خود را منافع مردم عنوان نموده و بی خبر از این که مردم عام تاجیک چه سختی ها که نمی کشند.

نمی توانم آرمان های مردمم را (عام مردم افغانستان را) محکوم کنم اما سوء استفاده ی رهبران را محکوم می نمایم.

چپاول دارایی های مردم شهر کابل، چپاول زمین های دولتی، خشونت بر ضد مردم شهری و سوء استفاده های گسترده به نفع خود و خانواده ی خود، از ویژه گی های سران تقلبی قوم من است.

در پنج سال حاکمیت برهاند الدین ربانی (به عنوان رئیس جمهور تاجیک تبار)، سینه ی هیچ قومی را بی زخم نگذاشتیم و تا توانستیم هزاره را سرکوب کردیم.

از قضا رهبری هزاره ها نیز در دست دژخیمی از قبیله ی دژخیمان پشتون، تاجیک و ازبیک بود.

سربازان قوم من در جاده های کابل، مردم غیر نظامی هزاره را، فقط به اتهام هزاره بودن، مورد توهین و شکنجه قرار می دادند و زندان های ما پر از افراد بی گناه اقوام دیگر بود.

از دزدی های مسلحانه ی ما و نابودی خانه های رهایشی شهریان کابل، به همکاری گلبدین نیز همه با آگاهی دارند. در آغاز حکومت قومگرای کرزی نیز دژخیمان قوم من، با استفاده از وضع نا بسامان، به دارایی ها عامه هجوم بردند و هر چه بلند منزل که در شهر کابل بود، به نام خود کردند.

دیگر نمی خواهم به وحشی گری های قومم افتخار کنم. چیزی برای افتخار نیست. ما ملت با افتخاری نیستیم. ما در این خاک- که در قلب آسیا موقعیت دارد- جزیره ی وحشت ساخته ایم.

من از هم تباران تاجیک خود می پرسم: چرا ما از مشتی جنایت کار- که فقط به شکم های گنده ی خود می اندیشند و به کودکان گرسنه و سرما خورده ی ما توجهی ندارند و با سوء استفاده از آدرس قوم تاجیک، چپاول و معامله می کنند- حمایت کنیم؟ سواری آن ها بر آخرین مدل موتر های جهان و میلیون ها دالر پول حرام در حسابشان، چه افتخاری برای من و تو دارد؟

آری، فقط اعتراف به اشتباهات گذشته ی مان می تواند راه جدیدی را به سوی آشتی ملی و همزیستی مسالمت آمیز ما باز نماید.

اکنون، همانطور که از نوشته ی مسعود قیام استنباط می شود، همه ی مردم افغانستان، به ویژه قوم پشتون، نیازمند تغییر تفکر ملی، از قومگرایی به اندیشه ی شهروندی می باشند.

مردمان متمدن جهان، با تکیه بر ارزش های شهروندی و قوانین عادل، در کنار هم زندگی خوشی را سپری می نمایند.

اکنون، حاکمیت بر اساس اکثریت قومی یا نژادی و یا زبانی، مردود پنداشته می شود و هر فرد از افراد کشور های جهان، با حقوق مساوی و همچون یک شهروند در جوامع خود زندگی می نماند.

جوامع پیش رفته نیز به افراد اجتماع خود، به عنوان شهروندان هم میهن خود نگاه می کنند و در مواقع انتخابات، به برنامه های مفید رأی داده می شود نه به قومیت، زبان یا نژاد.

وجدانی بیداری هم چون مسعود قیام و هر جوانمرد دیگری که با این شجاعت حاضر می شود دست به اعتراف بزند، در خور ستایش است.

نوشته ی مسعود قیام، پیام روشنی دارد. او با این نوشته، روزنه های امید را برای ما جوانان افغانستان باز نموده. فقط با اعتراف به گذشته ی سیاه خود می توانیم با صمیمیت، و بر اساس ارزش های شهروندی و در چوکات قوانین عادلانه، زیست باهمی داشته باشیم.

ما، نسل جدید افغانستان، شاید نظر واحدی نسبت به گذشته نداشته باشیم، اما مهم آن است که نظر واحدی نسبت به آینده داشته باشیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 10:5  توسط  احمدبصیربیگزاد  | 

مسعود قیام
 

اگرمناطق پشتون نشین جدا از مناطق تاجیک ها و هزاره ها واقع می شد و خدای بزرگ بر تقدیر اقوام اطراف پشتون همسایگی را با این قوم نمی نوشت.

از زمان تشکیل افغانستان کنونی در سال 1747 تا کنون این کشور مواجه با جنگ و بی ثباتی بوده و عمدتا توسط حکومت های در راس پشتون اداره شده است.

دو نوع بحران امنیتی همواره به عنوان تهدید اصلی در این کشور مطرح است. نخست تجاوز بیگانگان ودیگر جنگ بر سر قدرت. نیاکان من که به ظاهر خود را زمام داران اصلی این کشور میدانند در 261 سال گذشته نتوانستند حکومت ونظام پایدار و مردم سالار به وجود بیاورد و نتوانستند زیربناهای کشور را بسازند. چه نکردنها که از حساب فارغ است. تنها کار که میتوانم در این نوشته کوتاه بنویسم آنچه کردند را برشمارم .

به استبداد و ظلم بر دیگر اقوام پرداختند . جنگ میان خانواده های درانی وغلجایی، قتل ها و خونریزی ها بر سر قدرت ادامه میافت تا زمانی که متجاوزی بر این خاک حمله میکرد. آنزمان این دیگر اقوام بودند که دفاع میکردند و بار جنگ علیه تجاوز خارجی را همه بر دوش میکشیدند و حتا میتوان گفت این زمام داران پشتون بودند که متجاوزین را میزبان می شدند. از شاه شجاع تا داکتر نجیب الله و ملا عمر همه پشتون بودند . یکی در اوج افراط دیگری از فرط تفریط خون مردم ریختند.

بنظر من در سی سال گذشته کشتار های دسته جمعی و جنایات ضد بشری که صورت گرفته عمدتا بدست زمام داران پشتون بوده است. اکثریت سران رژیم های طرفدار شوروی وقت پشتونها بودند وبعد هم بنظر من ظهور شخصیت های جنایت کار مانند احمد شاه مسعود ، عبدالعلی مزاری ، برهان الدین ربانی، عبدالرب رسول سیاف، محمد محقق، گلبدین حکمتیار ، عبدالرشید دوستم و ده ها جنایت کار دیگر نیز محصول جنایات وظلمهای بود که سران پشتون در جریان 261 سال گذشته بر دیگر اقوام روا داشته بودند.

من فکر میکنم دولتمردان پشتون همواره در وحشی سازی دیگر اقوم نقش محوری را بازی کرده اند. در حقیقت جنگهای داخلی 1992 و ظهور شخصیت های جنایت کار میان اقوام تاجیک ، هزاره ، ازبیک و پشتون، نتیجه و محصول رژیم های استبدادی حکومت داران پشتون در گذشته بوده است.

اما اکنون باید وضعیت افغانستان را بررسی نمود و بر شماریم تا از جمله تمامی مشکلات که داریم کدام ها باز هم ناشی از جنبش های پشتون می باشد.

از نظر من بخش اصلی و عمده چالش امنیتی در افغانستان در حال حاضر توسط گروه های پشتون راه اندازی شده است. بدون شک طالبان گروهی با اکثریت پشتون هستند که برخی شان در حکومت و برخی شان بر ضد حکومت قرار گرفته اند. مگر حامد کرزی طالب نبود و ملا عمر طالب نیست. دیده می شود که چگونه باز هم همین فرزندان نیاکان من یکی میزبان ناتو و امریکا و دیگری میزبان القاعده وپاکستان شده است و مملکت را بخاک و خون می کشانند.

از سوی دیگر همین برادران من هستند که افغانستان را به عنوان کشور میزبان تروریزم و مهد تریاک معرفی کرده اند. افغانستان در حال حاضر 94 در صد تریاک دنیا را تولید می کند که عمدتا در مناطق پشتون نشین، کشت ، تولید و قاچاق می شود . پول تریاک به کیسه کشاورزان پشتون می ریزد، نام بد آن نصیب همه ملت می شود .

وباز هم حکومت فاسد کنونی با اکثریت پشتون هستند. همین برادران من هستند که در این مرحله بهترین فرصتها را برای ساختن حکومت، نظام و زیربناها از دست می دهند و مسئول تمامی جنایات و مفاسد در حال حاضر حامد کرزی با تیم اکثریت پشتون اوست.

و باز هم با نگاهی به تاریخ بیاد میارم که همین نیاکان من بودند که اقوام دیگر را به اجبار از مناطق شان کوچانیده اند و به اجبار سرزمین های شان را اشغال نموده اند و حتا اکنون هم حکومت حاضر در حمایت از سیاست های مستبدانه عبدالرحمان و نادر و ظاهر قرار دارد.

و یا حتا زمانی بخاطر می آورم که همین افراد از قوم پشتون هستند که به تحمیل و اجبار، زبان اقوام دیگر را با زبان انکشاف نیافته من مخلوط کرده اند و دیگران را حتا فرصت انکشاف و باروری وتصفیه زبان نمیدهند.

سیاست مداران پشتون با برخورد های نادرست خویش اقوام دیگر افغانستان را با همسایه ها درمنطقه بار ها مواجه کرده اند. همین پشتون ها هستند که بحث بی مفهوم و بی ارزش پشتونستان را زنده نگهداشته اند و دعوای دیورند را حل ناشده، باهیچ خود از حقوق پشتون های آنسوی مرز هم میخواهند دفاع کنند و سرانجام سبب تحریک پاکستان ضد امنیت ملی و منافع افغانستان شده اند. مگر تنها ساکنین این کشور پشتونها هستند که خود را حق میدهند با همسایه ها در منطقه چالش بیافرینند و تمامی اقوام را در آتش شان بسوزانند .

من فکر میکنم اگرمناطق پشتون نشین جدا از مناطق تاجیک ها و هزاره ها واقع می شد و خدای بزرگ بر تقدیر اقوام اطراف پشتون همسایگی را با این قوم نمی نوشت، مطمئنا تاجیک ها وهزاره ها و ازبک ها اکنون به موفقیت های بیشتر نایل می شدند و به مراتب نسبت به وضعیت حاضر شان، انکشاف و پیشرفت می نمودند . من امیدی برای رهایی اقوام دیگر از شر قوم خود ندارم. زیرا مطمئن هستم که هیچگاه طوفان نوح در این کشور اتفاق نخواهد افتاد وصبح هنگامی این قوم را خدای بزرگ زیر و زبر نخواهد کرد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 10:1  توسط  احمدبصیربیگزاد  |