تبليغاتX
فرياد - « تغيير» ؛ واژه ابزاري

فرياد

ياد داشت هايي يك روزنامه نگار افغان

در قاموس سیاسی دولت مردان افغان این روز ها واژه تغییر و هم خانواده های آن به گونه فزاینده ای به چشم می خورد. کرزی هم از تغییر می گوید، وزیر دفاع هم و وزیر داخله هم. به ویژه این که واژه تغییر عمدتا در مورد مبارزه با تروریسم مطرح می شود. تغییر واژه محبوب امریکایی ها نیز در این اواخر بوده هست. بارک اوباما به شعار تغییرات توانست دروازه های کاخ سفید را به روی خود باز کند.

گویا این واژه معجزه گر در این روز ها به تبع انتخابات امریکا به واژه مورد علاقه دولت مردان و سیاست گذاران افغان نیز بدل شده است. رییس جمهور کرزی در اولین واکنش به پیروزی بارک اوباما خواهان تغییر سیاست های امریکا در قبال مبارزه با تروریسم شد. لحظاتی پس از آن وقتی دیوید پتریوس فرمانده جدید نیروهای امریکایی در خاور میانه وارد افغانستان شد و با وزیر دفاع کشور دیدار کرد، رحیم وردک وزیر دفاع از او خواست تا در جنگ با تروریسم و القاعده به تغییر استراتیژی بیندیشد.

واقعا آبشخور اصلی این واژه چیست و چرا مقامات کشور به کرات و مرات از این واژه استفاده می کنند؟ سیاست تغییر به عنوان شعار اصلی بارک اوباما در مبارزات انتخاباتی اش بار معنایی خاص دارد و آنانی که در حوزه سیاست و جامعه شناسی آشنایی های دارند می دانند که سیاست مداران با توجه به اوضاع و شرایط خاص خود از این واژه استفاده می کنند و رویکرد سیاسی شان را در قبال مسایل کشوری در تقابل با سیاست های حاکم بر می خوانند.

اوباما نیز درست در برهه ای از سیاست و شعار تغییر استفاده کرد که جهان و اذهان عمومی امریکایی ها از هشت سال حکمروایی جورج بوش به شدت سرخورده و مایوس بود. اوباما می دانست که این شعار می تواند دل های مردم را صید کند و آن ها را در انتخابات به سوی حوزه های رأی دهی به نفع او بکشاند. در حال حاضر که آقای اوباما به کرسی ریاست جمهوری امریکا دست یافته به نحوی در حال تعدیل و اصلاح این واژه قرار دارد.

او در نخستین سخنرانی پس از پیروزی خود خطاب به مردم امریکا گفت که منتظر نباشند تغییرات به شکل آنی و سریع در زندگی آنان اتفاق بیفتد بلکه به گفته او تغییرات به بستر های مشخصی نیاز دارد که او تلاش خواهد کرد در دوران زمام داری خود این زمینه ها را فراهم کند.

با این حال هم اوباما و هم مردم امریکا می دانند که واژه تغییرات و معادل های آن برای شان حاوی چه پیام و معنایی است. آن ها خواهان معجزه از رییس جمهور شان نیستند و هم رییس جمهور نگفته است که در حال انجام تحولات آن چنانی است که زندگی مردم را زیر و زبر کند. واقع بینی سیاسی و اجتماعی نیز همین را می رساند که تغییر یک امر بطی و زمانی است و در بستر و جو ممکن می تواند عرض وجود کند.

ولی زمام داران افغان از این واژه چه تعبیر و تفسیری دارند؟ به گونه واضح سیاست مداران افغان و به ویژه مقامات این کشور به شکل ابزاری از این واژه به منظور اغفال اذهان عامه استفاده می کنند.

وقتی کرزی خواهان تغییر است نمی داند که این تغییر چگونه و در کجا باید انجام شود. نیاز های کشور و مردم چیست و او به عنوان رییس جمهور منتخب چگونه می تواند از یک ابر قدرتی که در منطقه نفوذ و جایگاه محکمی دارد، خواهان تغییرات در سیاست و استراتژی آن در مبارزه با تروریسم و دهشت افگنی شود؟ مقامات افغان فقط یاد گرفته اند که از این و آن تقلید کنند و سرانجام هم خود و هم مردم را بفریبند که در حال وارد کردن تغییرات اساسی در کشور هستند.

مگر همین آقای رییس جمهور کرزی از تغییرات اساسی و گسترده در کابینه سخن نمی گفت؟ آیا تغییرات در کابینه بردن یک وزیر به جای وزیر دیگر و چینش ظاهری تخته شطرنج سیاسی کشور است؟ به همین گونه هم آقای کرزی از تغییرات در استراتیژی امریکا در مبارزه با تروریسم برداشت دارد و سخن می گوید. او هیچ طرح و برنامه ای برای تغییر ندارد و حتی توان این را ندارد که امریکایی ها را وادار به تغییر استراتیژی های آن ها در افغانستان و منطقه بسازد.

کاربرد مکرر و بی نتیجه این واژه از سوی سیاست گذاران افغان موجب می شود که واژه تغییر نیز چون صد ها واژه دیگر که در کشور بدون درنظر داشت واقعیت های جامعه به مصرف رسیده به یک واژه به خاصیت و بدون بار معنایی تبدیل شود. همین حالا از مردم در مورد واژه های چون دموکراسی، شایسته سالاری، حقوق بشر، جامعه مدنی، دولت پاسخگو و ده ها و اژه و ترکیب دیگر سوال کنید تا دندان های تان را فرش زمین ببیند.

این بدان معنا نیست که این واژه ها از چنان بار معنایی برخوردار اند که چنین واکنشی را مستدل می کنند، بل که به این دلیل است که مقامات و سیاست گذاران کشور به گونه بی رویه و بی پشتوانه از این واژه ها و ترکیب ها استفاده نا به جا و عوام فریبانه کردند.

پس به این صورت نه در استراتیژی های نظامی امریکا در امر مبارزه با تروریسم تغییری وارد می شود و نه هم در کشتار غیرنظامیان کاهشی به وجود خواهد آمد. چون این رهبران افغان هستند که نمی دانند تغییر چگونه و به کدام ساختار های می تواند متحقق شود.

چنان چه می گویند با حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود، با تغییر گفتن هم تغییرات نمی آید، بل که تغییرات زمانی اجرا می شود که دولت مردان بدانند که چه می خواهند و راه های عملی وارد کردن تغییرات چیست.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 9:45  توسط  احمدبصیربیگزاد  |