نشست دوشنبه و حضور کشورهای همسایه در این اجلاس نشان دهنده، اعلام حضور کشورهای منطقه و همسایه در مسایل افغانستان است. قدرت هایی که در طی بحران افغانستان هر کدام نقش و سهمی در تحولات این کشور داشتند و جزو کشور های «ذیدخل» در مسایل افغانستان به حساب می آمدند. پیش از حضور نظامی غرب، اجلاس متعددی به ابتکار این کشورها «برای جستجو راه حل ها» برای بحران افغانستان در کشور های مختلف برگزار شده و این طرح ها مسبوق به سابقه است.
اما پس از حضور نظامی غرب در افغانستان این کشور ها به سیاست خاموش در قبال افغانستان روی آوردند. تضاد منافع و یا عدم مشارکت سیاسی فعال این کشور در قبال تحولات منطقه که مبدا و منشای آن افغانستان بود، این کشور ها را از حضور در مسایل افغانستان بازداشت. کشور های منطقه و همسایه حضور غرب در افغانستان را مخالف منافع خود می دانستند. روسیه طبعیتا مخالف این حضور نظامی در افغانستان بود و کشور های آسیای میانه به رغم همپیمانی برخی از این کشور ها چندان راضی به نظر نمی رسیدند.
ایران و چین هم که اکنون رقبای سیاسی اقتصادی غرب و به خصوص ایالات متحده به حساب می آیند و حتا پاکستان که به عکس دیگر کشور های منطقه روابط روشنی با غرب و امریکا دارد، نیز پس از تحولاتی که منجر به سقوط طالبان شد، منافع خود در این کشور را در خطر دید و باز شاید پاکستان تنها کشوری است که این مخالفت خود را عملا نشان داد و سیاست واضحی در قبال مسایل افغانستان و روند دولت سازی جدید اتخاذ نمود.
تیرگی روابط کشور های همسایه و منطقه با ایالات متحده امریکا به خصوص تضاد منافع امریکا با روسیه، چین، ایران و دیگر قدرت های منطقه با آن که مخالفت این کشور ها را در پی داشت، اما این کشور ها در سال های نخست ناظر اوضاع بودند. غرب و به ویژه ایالات متحده نیز در سدد مهار قدرت های منطقه ای در افغانستان بود.
اما اکنون اوضاع چه تغییری یافته که این کشور ها تحرکی را در دیپلوماسی خود اعمال کرده اند؟! حالا افغانستان پس از حضور هفت ساله غرب نه تنها به ثبات دست نیافته که انواع چالش ها این کشور را به سوی بحران سوق داده است.
سیاست خاموش کشور های منطقه نیز در این سال ها طبیعتا اثرات خود را داشته و با توجه به ناکامی غرب در افغانستان اکنون کشورهای منطقه بیشتر فرصت جولان در سیاست ها و تحولات منطقه دارند.
منافع مشترک نیز همسویی جدی ای برای کشور های منطقه در قبال داشته و حالا اعلام حضور این کشور ها به معنی زنگ خطر برای غرب به حساب می آید.
در آغاز تحولات منطقه که با حضور نظامی غرب شکل گرفت، این تصور وجود داشت که قدرت ها ی منطقه ای در رویارویی با غرب و به ويژه ایالات متحده سکوت اختیار خواهند نمود و رویارویی این قدرت ها به سود غرب خواهد بود.
شکست غرب و امریکا در عراق و افغانستان اما باردیگر اهمیت قدرت های منطقه ای را برجسته ساخت. به عنوان مثال در مسایل عراق به رغم دشمنی هایی که دو کشور امریکا و ایران با هم داشتند، مقام های امریکایی خواهان مذاکره با ایران برای ایجاد ثبات درعراق شدند و به نوعی سهم ایران در عراق را به رسمیت شناختند. مساله ای که در منطق عادی سیاسی هیچ زمینه ای برای امکان نداشت.
روسیه نیز به عنوان بزرگترین قدرت منطقه در قبال مسایل منطقه و جهان رقابت جدی ای با غرب و به ویژه امریکا دارد. حالا نشست هایی که به منظور بررسی بحران در افغانستان راه اندازی می شود چه پیام هایی را در خود دارد؟!
در قدم نخست به رسمیت پذیری اصل بحران در افغانستان است و در مرحله بعدی به تبع شکست دولت آقای کرزی و غرب در کل، کشورهای منطقه نگرانی های خود را در قبال مسایل منطقه و به خصوص افغانستان اعلام می کنند. این کشور ها به طور سنتی در مسایل افغانستان نیز نقش داشته اند و چنانچه برخی از تحلیل گران به آن اشاره می کنند، به عنوان مثال روسیه افغانستان را جزو حوزه نفوذ خود در منطقه می داند.
هند و پاکستان به رغم دشمنی ها در مسایل افغانستان خواهان حضور اند. چین هم با وجودی که عملا درگیر مسایل افغانستان نبوده، اما به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه و در حالی که در رقابت سیاسی و اقتصادی با غرب قرار دارد، بی توجه به مسایل افغانستان نیست. ایران و پاکستان به دلیل سهم گیری مستقیم در دوران جهاد جدی ترین نقش را در تحولات افغانستان دارند و کشور های آسیای میانه نیز به همین ترتیب.
از سوی دیگر افغانستان در طول تاریخ در معرض کشمکش های قدرت های منطقه ای قرار داشته است و نوع نظر کشور های منطقه در شکل گیری تحولات در کشور تعیین کننده بوده است. دولت فعلی نیز نتوانسته است زیر شعاع حضور نظامی غرب در عرصه سیاست منطقه ای به ایجاد توزان دست یابد.
اعلام دشمنی با پاکستان به تنهایی در خلق بحران در افغانستان در این سال ها موثر بوده است.
پشتیبانی مطمین کشور های منطقه از تحولات افغانستان به یقین می تواند کشور را از در افتادن به ورطه بحران بازدارد و این مهم در صورتی به دست آمدنی است که دولت و دولت های افغانستان در عرصه روابط منطقه ای به دیپلوماسی فعال و موثری دست پیدا کنند و سیاست مستقلی را برای جلب نظر کشور های منطقه روی دست گیرند.
در این سال ها به دلایلی و از جمله به دلیل حضور جدی غرب، افغانستان از این عرصه دور شده و این دور شدن تبعاتی را نیز داشته و بحران موجوده نشانه واضح آن است. با این همه مشکل بتوان تصور نمود که این تضاد منافع کشور های منطقه وغرب در افغانستان به یک مسیر منطقی برسد و افغانستان از کشاکش به سلامت گذر کند. در صورتی که افغانستان با بحران سیاسی و مدیریتی رو به رو نمی بود، خوش بینی بیشتری وجود داشت ولی حالا کشورهای منطقه خود را رویاروی غرب می بینند و افغانستان در این میانه حضور مستقلی ندارد.
